كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
705
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لَقَدْ أَنْزَلْنا هر آئينه فرستاديم إِلَيْكُمْ بسوى شما اى گروه قريش كِتاباً فِيهِ كتابى كه درو است ذِكْرُكُمْ شرف و نام و آوازه شما يا پند و موعظه شما أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا در نمىيابيد يا تعقل نمىكنيد تا شما را بر آن دارد كه بدان بگرويد درين آيت اهل قرآن را تشريفى تمام و تكريمى ما لا كلام است و خبر اشراف امتى حملة القرآن مؤيد و مؤكد اين اجلال و اكرام است مثنوى اهل قرآنند اهل اللّه و بس * اندر ايشان كى رسد هر بوالهوس اهل باشد جنس و جنس اين كلام * نيست جز مرغى كه بگريزد ز دام هر كه اندر دام نفس است و هوا * اهل شيطان است نى اهل خدا آوردهاند كه در ولايت شام ديهى بود كه آن را حضور يا حضورا گفتندى - حضرت عزّت پيغمبرى بديشان فرستاد او را از روى ستيزه و عناد بكشتند غضب ربانى بختنصر را بر ايشان گماشت تا شمشير در ايشان نهاد و ندا از آسمان بيايد كه يا ثارات الانبياء يعنى اى قصاصات پيغمبران بيائيد كه وقت هلاك شما درآمد ، ايشان نادم شدند و ندامت در آن وقت نفع نكرد به تمامى هلاك گشتند كما قال اللّه تعالى وَ كَمْ قَصَمْنا و چند درهم شكستيم مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ از اهل ديهى كه بود ظالِمَةً ستمكار يعنى هلاك كرديم و معذب ساختيم اهل شهرى و ديهى را كه بسبب شرك بودند بيدادگر و ستمكار وَ أَنْشَأْنا و پديد كرديم بَعْدَها پس از هلاك اهل آن موضع قَوْماً آخَرِينَ گروهى از ديگران بجاى ايشان ، تهديد مىكند كفار عرب را كه آن قادرى كه عاجز نبود از هلاك پيشينيان توانا است بر اهلاك پسآمدگان فَلَمَّا أَحَسُّوا پس آن هنگام كه اهل آن ديه يعنى حضوريان دريافتند بَأْسَنا عذاب ما را و مشاهده كردند بحس كه لشكر بختنصر گرد ايشان درگرفتند إِذا هُمْ ناگاه ايشان مِنْها از ان ديهه يَرْكُضُونَ هزيمت مىكردند و بشتاب مىراندند چهارپايان خود را پس ملائكه بطريق استهزاء گفتند لا تَرْكُضُوا مرويد و پاى مجنبانيد و از عذاب خداى مگريزيد وَ ارْجِعُوا و بازگرديد إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ بسوى آن چيزى كه متنعم شديد در آن چيز وَ مَساكِنِكُمْ و بازآئيد به مسكنهاى خود لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ شايد كه شما پرسيده شويد از قتل پيغمبر خود چون اهل حضور مقدمات عذاب را ديدند و خلاصى را وجهى نيافتند قالُوا گفتند يا وَيْلَنا اى واى بر ما إِنَّا كُنَّا به درستى كه بوديم ما ظالِمِينَ ستمكاران بر نفس خود كه پيغمبر را بقتل رسانيديم فَما زالَتْ پس همه بود تِلْكَ دَعْواهُمْ اين خواندن ايشان يعنى كلمه يا ويلنا مىگفتند حَتَّى جَعَلْناهُمْ تا وقتى كه گردانيديم ايشان را حَصِيداً گياهى درو ده يعنى چنانچه گياه را به داس دروند ايشان را به شمشير درويدند و ساختيم ايشان را خامِدِينَ مردگان و افسردگان